تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۲۴ | 23:4 | نویسنده : نفس

چیه چرا انقدر تعجب کردی مگه گفتم خودکشی کن!گفتم نظر بذار...

در ضمن نظر بذاری لولو یا آل و...نمیخورتت!!!!!!!!!

یادت نره ها منتظریم

راستی دوستان این خواهش از طرف هرسه نویسنده وبلاگه:

اگه مخاطب نظر هاتون یک نویسنده خاصه لطفا داخل پست خودش نظر بذارین...

ممنون



تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۳ | 11:8 | نویسنده : رها

 روزی مردی خواب عجیبی دید. 


دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.

ادامه مطلب یادت نره

 



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۵ | 20:39 | نویسنده : رها

پروردگارا :

 آرامش را همچون دانه های برف
آرام
و بی صدا
بر سرزمین قلب کسانی که برایم عزیزند ببار



تاريخ : شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۲ | 22:22 | نویسنده : آوا

کاش همه مثل پسر خاله بودن!!!



تاريخ : شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۵ | 22:33 | نویسنده : رها

طلائیــــــه !

چه شد که تو را نفهمیدم چه شد که درک نکردم عظمتت را…

و فقط محو شدم در تو…غرق در غروبت…

گویی جا مانده ام از خودم…از دلم…از تمام وجود و روحم اگر بارها خاکت را در آغوش گیرم همانی که هستی و تو مانده ای…ماندگار برای همیشه اما من که هستم؟کجا هستم ؟

یکبار به خواب من بیا… با کسانی که مجنون تواند…با شیفتگان سه راهی شهادتت…

یک بار به رویای فراموشی هایم بیا و بیدارم کن از غفلت ها در این عصر روزمرگی …
چشم های من تشنۀ بیداریست…
دلتنگت که میشوم به لبخند حاج حسین می نگرم به نگاه حاج محمد ابراهیم…
نگاه شهدا زنده است… و براستی که عند ربّهم یرزقونند…

  ادامه مطلب یادت نره...



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ۱۳۹۲/۱۱/۰۴ | 20:32 | نویسنده : رها


تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۱ | 13:50 | نویسنده : آوا

دلم به حال پروانه ها می سوزد،

وقتی چراغ را خاموش می کنم...

و به حال خفاش ها

وقتی چراغ را روشن می کنم!

نمی شود قدمی برداشت

بدون آنکه کسی برنجد؟!

              


تاريخ : شنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۸ | 15:38 | نویسنده : رها

 در هیاهوی زندگی دریافتم


چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت 

در حالیکه گویی ایستاده بودم


چه غصه هایی که فقط باعث سپیدی مویم شد

در حالیکه قصه کودکانه ای بیش نبود


دریافتم کسی هست که اگر بخواهد میشود

وگرنه نمیشود


به همین سادگی 


کاش نه میدویدم نه غصه میخوردم 

فقط او را میخواندم... 


 



تاريخ : شنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۸ | 15:35 | نویسنده : رها


تاريخ : شنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۸ | 13:42 | نویسنده : نفس

دوستان به نظرتون کدوم تیپ لباس قشنگ تره؟؟؟

(البته بگم ها همش از نظر اسلامی تایید نمیشه ولی اسلامی هم داره)

تو ادامه مطلب عکسای جالبی هست از دستش ندین....

(راستی شرمنده به دلایلی نشد مردونشو بذارم)



ادامه مطلب